روز جهاني كودك در سيم خاردار
ØµØ¨Ø Ø¨Ù‡ خير آدم هايي كه بچه مي زاييد Ùˆ بچه پس مي اندازيد Ùˆ توي دنيا رهايشان مي كنيد.
اگر يك تقويم سال هشتاد و يك داريد بگرديد دنبال روز شانزدهم مهرماه، آنجا نوشته: "روز جهاني كودك"!
ØØ§Ù„ا ØµØ¨Ø Ø±ÙˆØ² جهاني كودكتان به خير!
آهاي آدم هايي كه بچه پس مي اندازيد و رهايشان مي كنيد كه سر چهارراه هاي شهرهاي دودزده آدامس و چسب زخم ب�روشند!
آهاي آدم هايي كه بچه مي زاييد و رهايشان مي كنيد تا در آغوش آدم هايي غريبه تر از خودتان پياده روهاي عالم هپروت را سير كنند!
آهاي آدم هايي كه بچه پس مي اندازيد و رهايشان مي كنيد تا پي يك اشاره انگشت مهربان جاده ها را پشت سر بگذارند و بگريزند تا خيابان هاي پر از گرگ يك شهر زنگ زده!
ØµØ¨Ø Ø±ÙˆØ² جهاني كودكتان به خير!
دلم مي خواهد مثل همه شما در اين روز با شكوه بادبادك هوا كنم، كاروان شادي راه بيندازم و و شب همه چيز را �راموش كنم وتا سال ديگر همين موقع! مثل پوست پ�كي كه مثلاً مي اندازيدش توي يك سطل زباله آبي رنگ، اما نمي توانم.
چشم هاي آن دختركي كه روزي يك بسته چسب زخم به من مي �روشد نمي گذارد!
دست هاي سياه آن پسربچه اي كه شيشه ماشين هاي چهارراه ظ�ر را پاك مي كند نمي گذارد!
مي خواهم اينجا از اين گوشه دنياي تار عنكبوتي هر روز به شما ØµØ¨Ø Ø¨Ù‡ خير بگويم تا شما هم چشم هاي به اين مهمي را Ù�راموش نكنيد.
اينجا هر روز چند خط مي نويسم تا به اندازه �رصت خواندن آن چهار خط يادتان باشد كساني هستند توي اين برهوت كه قدشان از قد شما كوتاه تر است و دستشان به شاخه هاي درخت هاي دنيا نمي رسد اما دلشان پنجره اي استكه تماشاي دنيا از پشت آن چيز ديگري است.
مي توانستم اسم اين خط خطي ها را بگذارم بادبادك، بگذارم پرپرك، شاپرك، پروانه، نسيم، اما كبودي اين خط خطي ها كنار آن اسم هاي نازنازي كمي چشم را مي زد.
مي دانم چرا براي خط خط هايم يك اسم لطي� را انتخاب نكردم، اما نمي دانم چرا اسمشان شد، سيم خاردار.
اگر من هر روز اينجا ده خط درباره بچه ها بنويسم و اگر شما هر روز اين ده خط را بخوانيد تا روز جهاني كودك سال آينده سه هزار و ششصد و پنجاه خط دوباره بچه ها خوانده ايد.
البته شما مثل همه آدم بزرگ هاي دنيا ØÙ‚ انتخاب داريد Ùˆ مي توانيد اين نوشته ها را بخوانيد يا نخوانيد. ولي هر روز كه روي "سيم خاردار" كليك كرديد، رور جهاني كودكتان مبارك باشد!
16 مهر 81 - معصومه ناصري
ØµØ¨Ø Ø¨Ù‡ خير آدم هايي كه بچه مي زاييد Ùˆ بچه پس مي اندازيد Ùˆ توي دنيا رهايشان مي كنيد.
اگر يك تقويم سال هشتاد و يك داريد بگرديد دنبال روز شانزدهم مهرماه، آنجا نوشته: "روز جهاني كودك"!
ØØ§Ù„ا ØµØ¨Ø Ø±ÙˆØ² جهاني كودكتان به خير!
آهاي آدم هايي كه بچه پس مي اندازيد و رهايشان مي كنيد كه سر چهارراه هاي شهرهاي دودزده آدامس و چسب زخم ب�روشند!
آهاي آدم هايي كه بچه مي زاييد و رهايشان مي كنيد تا در آغوش آدم هايي غريبه تر از خودتان پياده روهاي عالم هپروت را سير كنند!
آهاي آدم هايي كه بچه پس مي اندازيد و رهايشان مي كنيد تا پي يك اشاره انگشت مهربان جاده ها را پشت سر بگذارند و بگريزند تا خيابان هاي پر از گرگ يك شهر زنگ زده!
ØµØ¨Ø Ø±ÙˆØ² جهاني كودكتان به خير!
دلم مي خواهد مثل همه شما در اين روز با شكوه بادبادك هوا كنم، كاروان شادي راه بيندازم و و شب همه چيز را �راموش كنم وتا سال ديگر همين موقع! مثل پوست پ�كي كه مثلاً مي اندازيدش توي يك سطل زباله آبي رنگ، اما نمي توانم.
چشم هاي آن دختركي كه روزي يك بسته چسب زخم به من مي �روشد نمي گذارد!
دست هاي سياه آن پسربچه اي كه شيشه ماشين هاي چهارراه ظ�ر را پاك مي كند نمي گذارد!
مي خواهم اينجا از اين گوشه دنياي تار عنكبوتي هر روز به شما ØµØ¨Ø Ø¨Ù‡ خير بگويم تا شما هم چشم هاي به اين مهمي را Ù�راموش نكنيد.
اينجا هر روز چند خط مي نويسم تا به اندازه �رصت خواندن آن چهار خط يادتان باشد كساني هستند توي اين برهوت كه قدشان از قد شما كوتاه تر است و دستشان به شاخه هاي درخت هاي دنيا نمي رسد اما دلشان پنجره اي استكه تماشاي دنيا از پشت آن چيز ديگري است.
مي توانستم اسم اين خط خطي ها را بگذارم بادبادك، بگذارم پرپرك، شاپرك، پروانه، نسيم، اما كبودي اين خط خطي ها كنار آن اسم هاي نازنازي كمي چشم را مي زد.
مي دانم چرا براي خط خط هايم يك اسم لطي� را انتخاب نكردم، اما نمي دانم چرا اسمشان شد، سيم خاردار.
اگر من هر روز اينجا ده خط درباره بچه ها بنويسم و اگر شما هر روز اين ده خط را بخوانيد تا روز جهاني كودك سال آينده سه هزار و ششصد و پنجاه خط دوباره بچه ها خوانده ايد.
البته شما مثل همه آدم بزرگ هاي دنيا ØÙ‚ انتخاب داريد Ùˆ مي توانيد اين نوشته ها را بخوانيد يا نخوانيد. ولي هر روز كه روي "سيم خاردار" كليك كرديد، رور جهاني كودكتان مبارك باشد!
16 مهر 81 - معصومه ناصري
